آوار

تو هم با من نبودی،
مثل من با من
و حتا مثل تن با من!

تو هم با من نبودی،
آن که می‌پنداشتم باید هوا باشد،
و یا حتا، گمان می‌کردم این تو
باید از خیل خبرچینان جدا باشد.

تو هم با من نبودی،
تو هم با من نبودی!

تو هم از ما نبودی،
آن که ذات درد را باید صدا باشد
و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب،
باید از جنس من و عشق و خدا باشد.

تو هم از ما نبودی!

تو هم مؤمن نبودی
بر گلیم ما و حتا در حریم ما،
ساده‌دل بودم که می‌پنداشتم
دستان نااهل تو باید مثل هر عاشق رها باشد.

تو هم با من نبودی یار!
ای آوار!
ای سیل مصیبت‌بار!

فرهاد مهراد- آلبوم جمعه

ترحیم

متعجبم از این همه ضعف و سستی در خودم.

نمی دونم کی و چطور به خودم اجازه نشستن دادم...اجازه شکستن دادم.

نمی دونم کی و چطور نشستم... شکستم.

انگار توی خوابم. یک خواب عجیب. یه خواب عمیق که دیگه داره طولانی می شه.

قلبم مدتیه تیر می کشه.

قلبم مدتیه که گریه می کنه ...

گناه از تیره یا غصه هام...؟ نمی شه ثابت کرد. دیگه فرقی هم نداره.

یه کسی مرده. ولی ازش عکس نداریم واسه مراسم ترحیم.