این دو تا / آلن گینزبرگ

یکی از درخت ها گفت

من از این ماشین سفیده ی  زیرم بدم می آید

بوی گازوئیل می دهد

 

درخت همسایه گفت

ای بابا تو که همه اش غر می زنی

واقعا که روانی هستی

فعلا توئی که قدت خمیده و روش خم شده ای.

 

(از کتاب تو مشغول مردنت بودی - مجموعه شعر و عكس - ترجمه محمد رضا فرزاد/ انتشارات حرفه هنرمند)

 

انتخاب کن /کارل سندبرگ


 

مشتی گره کرده، بر افراشته و محکم

یا دستی گشوده به خواهش، دراز و منتظر

انتخاب کن:

زیرا روزی به یکی زین دو می رسیم.

 

(از کتاب تو مشغول مردنت بودی - مجموعه شعر و عكس - ترجمه محمد رضا فرزاد/ انتشارات حرفه هنرمند)

 


 

آفتاب می درخشد

باد، اما

موج می زند در هوایم

می پیچد به موهایم

و به رقص می آردشان.

گیسوانم را

        رقصان

            نگاه می کنم.

شعر می تراود از سر انگشتانم

انگشت به دندان می گزم

می جوشد از لبانم

گویی چشمه ای از زمین

                      بی قرار

این باد است ...

عشق بازی می کند با گیسوانم.

 

ماکوشا- ۳۱/۱/۱۳۸۹